تبليغاتX
نیمرنگ
نیمرنگ
شرافت مرد همچون بکارت زن است، چون لكه دار گشت ديگر هيچ چيز جبرانش نتواند.
به مناسبت روز قلم
 

قلم توتم من است، توتم ما است، به قلمم سوگند، به خون سياهي که از حلقومش مي‌چکد سوگند، به رشحه ی خوني که از زبانش مي‌تراود سوگند، به ضجه‌هاي دردي که از سينه اش برمي‌آيد سوگند... که توتم مقدسم را نمي‌فروشم، نمي‌کشم، گوشت و خونش را نمي‌خورم، به دست زورش تسليم نمي‌کنم، به کيسه زرش نمي‌بخشم، به سرانگشت تزويرش نمي‌سپارم، دستم را قلم مي‌کنم و قلمم را از دست نمي‌گذارم، چشم‌هايم را کور مي‌کنم، گوش‌هايم را کر مي‌کنم، پاهايم را مي‌شکنم، انگشتانم را بند بند مي‌برم، سينه‌ام را مي‌شکافم، قلبم را مي‌کشم، حتي زبانم را مي‌برم و لبم را مي‌دوزم...

   ‌اما قلمم را به بيگانه نمي‌ دهم 

   به جان او سوگند که جانم را فدیه اش می کنم،اسماعيلم را قربانيش مي كنم،به خون سيله او سوگند كه در غدير خون سرخم غوطه مي خورم،به فرمان او، هرجا مرا بخواند، هرجا مرا براند، هرچه از من بخواهد، در طاعتش درنگ نمي كنم.

   قلم توتم من است، ‌امانت روح القدس من است، وديعه مريم پاک من است، صليب مقدس من است، در وفاي او، اسير قيصر نمي‌شوم، زرخريد يهود نمي‌شوم، تسليم فريسيان نمي‌شوم. بگذار بر قامت بلند و راستين و استوار قلمم به صليبم کشند، به چهارميخم کوبند، تا او که استوانه ي حياتم بوده است، صليب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببيند که به نامجويي، بر قلم بالا نرفته‌ام، تا خلق بداند که به کامجويي بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته‌ام. تا زور بداند، زر بداند و تزوير بداند که‌امانت خدا را، فرعونيان نمي‌توانند از من گرفت، وديعه عشق را قارونيان نمي‌توانند از من خريد و يادگار رسالت را بلعميان نمي‌توانند از من ربود...

   ...هركسي را، هر قبيله اي را توتمي است؛ توتم من، توتم قبيله من قلم است. 

   قلم زبان خدا است، قلم‌امانت آدم است، قلم وديعه عشق است، هرکسي توتمي ‌دارد

                                                            و قلم توتم من است

                                                            و قلم توتم ما است.

                                                                                        دکتر علی شریعتی

|+| نوشته شده در 87/04/15ساعت 0:35 توسط یوسف |

business articles